جای پای آفتاب؛ داستانهایی برگزیده در ارتباط با معصومین(ع)
جای پای آفتاب؛ داستانهایی برگزیده در ارتباط با معصومین(ع)
جای پای آفتاب؛ داستانهایی برگزیده در ارتباط با معصومین(ع)
...سه اسیر به سمت حرم، شانه به شانه کنار دیوار «گودال» قرار گرفتند. فریاد مسلسلی در گودال پیچید و چشمة خون از سینة یکی از مجروحان اسیر بیرون زد. احمد، رو به حرم ایستاده و نگاهش را به افق دوخت بود. هرچند گلدستههای حرم را نديد، ولی با آنها سخن گفت. دیگر به رجزخوانیهای فرمانده و همراهانش توجهي نداشت. تنها به صاحب گلدستهها میاندیشید و کرامت آن دستهای همیشه سبز. در این لحظه بود که راننده همه را به سکوت فراخواند:
ـ «جیپ! جیپ!»
ناامیدی و يأس بر همه جا سايه افکنده بود. در گودال، به جز صدای نفسها، صدايی به گوش نمیرسید. ناگهان احمد، درمانده و هراسان، آهي برکشيد و زمزمه کرد: «یا شاه اولیاء!» ... و چشمانش در هنگام بالا آمدن از گودال، گلدستههای روضه را دید. اينبار، آرام و شادمانه از زير لبانش گذشت:
ـ «فدایت شوم، یا شاه اولیاء!»
بخشها :
فایل ضمیمه: دانلود فایل
| نویسنده | سيد علینقی ميرحسينی |
| سال چاپ | 1395 |
| نوبت چاپ | دوم |
| زبان | فارسی |
| موضوع | ادبیات داستانی |
| تعداد صفحات | 160 |
| نوع جلد | شومیز |
| مرجع سفارش | معاونت پژوهش |
| شناسه ملی | 4595846 |
| کد فایل | BP0009 |
| قطع | رقعی |
ارسال نظر
- - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
- - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
- - لطفا فارسی بنویسید.
- - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
- - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد